جهان هممركز است، بنابراين يك جام لبالب از آب، كه حاوي آب بيشتري باشد، به مركز زمين نزديكتر است.
نسخهٴ كتابخانهٴ واتيكان1 از
كتاب مناظر و مراياي جان پكهام (سيزدهم ـ 2)، حاوي چهار قضيهٴ الحاقي از برادواردين است كه نشان ميدهد او با كتانژانت، تانژانت و رابطهٴ معكوسشان آشنايي داشته است. او از نخستين نويسندگان غربي در زمينهٴ مثلثات است.
ولي البته اين مفاهيم در آثار عربي خيلي قديمتر، مثلاً كتاب ابوالوفا بوزجاني (دهم ـ 2)، وجود داشت.
3. مكانيك. رساله درباب تناسب از سال 1328 است و راجع به تناسب عددي و همچنين مكانيك است و از لحاظ مكانيك خيلي بيش از حساب اهميت دارد. برادواردين با عقايد يوردانوس نموراريوس يا شِبْه يوردانوسي (سيزدهم ـ 2؛
مقدمه 2، 1467؛ ايسيس 25، 341 ـ 362) و گرارد بروكسلي (سيزدهم ـ 1) آشنايي داشت. رسالهٴ تناسب در چهار بخش است، بهترتيب راجع به الف) نسبتهاي عددي، ب)، ج) علمالقويٰ (ديناميك)، د) علمالحركات (سينماتيك). در بخش (ج) قانون غلطي را شرح ميدهد كه براساس آن سرعت متناسب است با نسبت نيرو به مقاومت. در بخش (د) ميكوشد سرعت چرخش راتوضيح دهد، ولي نميتواند، چون هنوز آنچه را كه امروز سرعت زاويهاي ميخوانيم نميتواند درك كند.
در فصل آخر رساله (چاپ 1505 و نه چاپ 1515) دربارهٴ توزيع عناصر چهارگانه در گيتي بحث ميكند. اين عناصر در جهان تحت القمر قرار دارند. او تصور ميكند حجمهاي افلاكي كه بهترتيب خاك، آب، هوا و آتش را در بر ميگيرند، يك تصاعد هندسي تشكيل ميدهند؛ و نسبتهاي حجم آنها و شعاعشان را محاسبه ميكند. اين نظريهٴ عجيب توجه زيادي را جلب كرد و تا اواسط سدهٴ شانزدهم بارها تكرار شد.
مكانيك برادواردين عليرغم فقدان موفقيتي مثبت، از لحاظ نظري درخور توجه است؛ آن معرف جنبهاي از رشد افكار غيردقيقي است كه با فرا رسيدن زمان لازم، افكار دقيق از ميانشان سر برآوردند و تبلور يافتند. برادواردين بر والتر بارلي، ژان دومور و بوريدان تأثير داشت.
4. فلسفه و الاهيات. مفصلترين اثر برادواردين درباب علّـيت الاهي و در پاسخ به پلاگيوس2 است كه آن را در فاصلهٴ سالهاي 1338 و 1346 تأليف كرد و در آن اين فكر را بسط داد كه ارادهٴ خداوند منشأ هر ذات و وجودي است. بنابر اين خداوند علت موجبه براي هر حركت احتمالي